از اینکه با بعضی ها مراوده دارم که روحیه ی چاپیدن دارن خیلی حالم گرفته میشه. فکر میکنن آدم ببوگلابیه.روحیه ی چاپیدن یعنی یکی که میخواد ازت بچاپه.
فکر میکنن آدم این روحیه شون رو متوجه نمیشه
آخ که چقدر حرصم از اینجور آدما درمیاد خدا جون
دلم میخواد داد بزنم
حالا اگه اوضاع مالیش خوب نباشه ته دلت یه حال خوبی داری که حالا در راه خدا دادم ولی وقتی اوضاع مالی خودت تعریف چندانی نداشته باشه و طرفت اوضاع مالیش تقریبا توپ باشه اونوقت ازت توقع پول دادن هم داشته باشن اونوقت دیگه فشرده میشی و همه ی ذهنت میشه فکر و خیال./
خداجون درد غربت و دوری از خانواده به یک طرف، وقتی همسرت هم چندماه درمیون حقوق بیاره خونه فشار روحی چند برابر میشهولی فشار تو همینجا تموم نمیشه اونجا به اوج میرسه که بقیه ازت توقعات بیجا داشته باشن.
خدا جونم خدای خوب و مهربونم کمکم کن جوری باشم که تو ازم راضی باشی. کمکم کن بخشنده باشم همونطور که خودت میبخشی. کمک کن توقعاتم رو از آدما بیارم پایین. کمکم کن اونقدر عزت داشته باشم که سرم رو بگیرم بالاو هیچوقت چشمم دنبال مال کسی نباشه.هیچوقت نگاهم به دست کسی جز تو نباشه.خدا جونم کمکم کن هیچوقت هیچوقت دنبال حساب کتاب مال و اموال کسی نباشم حتی نزدیک ترین کسانم.
خدا جونم چقدر تو کمک کنی خوبه.
غریب افتادم این گوشه و زندگی میگذرانم
اما امام حسین را دوست دارم
به امام حسین که ارادت قلبی دارم منظورم ولی میدان امام حسین است
نه فقط بخاطر اینکه مزین به نام امام حسین علیه السلام هست،
نه فقط بخاطر اینکه چند شهید گمنام دارد و من هروقت دلم از تنهایی و غربت بگیرد شهدا مامن من میشوند.
نه فقط به خاطر وجود بازار شهرستانی اش که وقتی داخلش میشوم حال و هوای شهرم و بازار روز شهرم زنده می شود،
نه فقط چون خیابانش پیاده روست و خانوادگی(البته در حال حاضر متاسفانه ماشین رو شده :-()
نه فقط چون میدان آیینی ست و خیلی از اتفاقات و همایش ها اینجا برگزار میشود.
و خیلی چیزهای دیگر.
فقط چون اینجا هنوز بوی اسلام و دین و ایمان می آید، هنوز بخش زیادی از مردمانش مقید و از مذهبی های اصیل تهرانند چون هنوز گرمای انقلاب را میتوان حس کرد.
دیشب هروی بودیم خانه های زیبا و خیابان های دلباز.ولی مردمانی که بویی از فرهنگ ما نبرده بودند. غربی بودند انگار همه شان.
من امام حسین علیه السلام را دوست دارم میدانش را هم دوست دارم قربان مردمانش هم میروم.
درباره این سایت